تبليغاتX
برمودای جنون است دل سپردن به تو ... -
And now You’ve become a part of me .....
....آخه تا عاشق شدم شاعرم کردی

اینجا شبه اما همه ام خوابِ خواب نیستن...یکی یه عکس قشنگ گذاشته کنارشوداره باهاش درد دل می کنه،گاهی عکس رو نوازش می کنه،گاهی می ذارتش روی قلبش،گاهی هم روی چشاش،روی مژه های خیس و بارون خوردش،یه وقتم براش شعر می خونه،فال می گیره،بی پرده واست بگم با عکسه زندگی می کنه...!!


بالاخره...سایه لطفت افتاده بود رو تموم زندگیم،با اینکه نمی دونم چرا داری به یه زندگی دیگه عادتم می دی،اما هنوزم موج نگاه نازنینت تمام شکوفه های آرزومومیریزه روی زمین تخیلم و می ره.

شاید خیلی ها هستند که خواستند خود را جای گمشده ی من جا بزنند ،اما بارانی نبودند.کسی که چتر دارد کمتر می تواند بارانی باشد.من باران خورده و انتظار و خیال کسی که قرار است در باران بیاید را ترجیح می دهم

 

روزهای بارانی

     همه ی ساعت ها ساعت عشق است!

-راست می گفت

 یادم آمد که روزهای بارانی

  او همیشه خیس بود-


با وجود این همه سطرهای غم انگیز بازم سکوت می کنی و سکوت یعنی...

همیشه حق با اونیه که خوابو از چشات گرفته ،به جاش عشق پاشیده تو سرزمین شرجی چشات،لا اقل برام بگو،جون اونیکه شقایق تره،عاشق تره،این بار محض خاطر عاشقایی که یه شب آفتاب نزده دل رو زدن به دریای سرنوشتو واسه همیشه تو گرگ و میش هوا گم شدن،سکوت نکن

قرار نبود اگر کسی خیالش از وفاداری کسی راحت شد!،گنجشک های بی پناه احساس او را با تیر و کمان عادت نشانه بگیرد!

در اشک های کی

              غوطه ور می شوم

                              هنوز!

در آغوشم بگیر

سرمای بیرون

انگشتانم را

                بی حس کرده است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صهبا  |