تبليغاتX
برمودای جنون است دل سپردن به تو ... -
And now You’ve become a part of me .....

حالا كه برات مي نويسم

چند تا رود كوچيك دارن به اتفاق هم با كلي ذوق و شوق مي ريزن به اقيانوس،يه نسيم خنك داره زلفاي بيد مجنون پشت يه باغ متروكو با احتياط شونه مي زنه مبادا بيد مجنون دردش بياد و با صداي آه كشيدنش شا پركايي كه زير اون لونه دارن خوابشون آشفته شه،آره عزيزم حالا كه دارم برات مي نويسم شايد دو دست نيازمند موندن بين زمين و آسمون،اما يه دل شكسته زودتر از اون دو تا دست،پركشيده و رفته تا ملكوت داره اون بالا واسه خوشبختي چشماي ناز اونيكه بيشتر از همه دوسش داره دعا مي كنه.شايد حالا يه عاشق بي قرار از شدت ديوونگي ستاره هاي خيال آسمون روياهاشو مي شمره...

شايدم يكي مثه من داره واسه يكي مثه تو يه چيزايي مي نويسه كه مي دونه هميشه همين شكلي مثل يه سوال بي پاسخ باقي مي مونن،اما نمي دونم چرا مي نويسم،شايد به همون دليل كه اسمش بي دليله


من برم سراغ كدوم شاعر؟ شعر چه كسي رو واست بنويسم وقتي آسمون تويي،ايوونش تويي،ليلي ش تويي،مجنونش تويي،فوارش تويي،گلدونش تويي،اصلا هميشه همش فقط تويي..!!


ديدي گل سرخ وقتي ميخواد واسه پروانه ها جا باز كنه،ديواره هاي قلبش ناخواسته ترك مي خوره،منم يه وفتايي اونجوري دوسِت دار،نگو پرده هاي حرير شرم رو زدم كنار،مي خوام اين احساس به آتيش كشيده شده زير رواق هاي طلايي ناز كردنات يه هوايي بخوره،خيلي آروم واست مي نويسم


نبينم دلت از من بگيره،نبينم واسه من اخم كني واسه ديگران بخندي،نبينم يه جورايي تلافي كني كه گونه هام از خجالت چشم هاي مهربونت سرخ تر بشن

به اندازه كافي زخم حسادتامو بستي،توي اين عصر بي مهري كه رو هويت آدما قيمت مي ذارن نكنه هوس كني بيمار عشقتو عوض كني،نكنه خسته ت كنم،نكنه بري سراغ يكي ديگه كه جنون عشقش كمتر فوران مي كنه!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صهبا  |