تبليغاتX
برمودای جنون است دل سپردن به تو ... -
And now You’ve become a part of me .....

سلامي كه امروز برايت مي نويسم رنگش فرق مي كند،مي داني ؟‌آخر حالا اينجا زمين عروس شده است

وقتي برف مي بارد مي گويند چون برف سفيد است شاعرانه اش اين است كه عروسي ست و سفيدي را رنگ عروس مي نامند،اما اغلب وقتي كسي مي ميرد نيز سفيد مي پوشد و ديگران سياه

فرق ميان اين دو عروس چيست؟

سفيد همان سفيد است،چه برف باشد،چه پارچه يا چه هر چيز ديگر..اما آدم ها چطور و چرا عوض مي شوند؟

شايد زمين با اينكه سفيد اجباري بر تن كرده،مرگش باشد از درد!! تو چه فكر مي كني ؟


جزيره ي ناشناخته ي دور دست ترين رويا هاي نرسيده ام،وقتي مي داني دلم در وسوسه ي دوست داشتنت عين بادبادكي گره خورده به درخت گير است،چرا باور نمي كني ؟

دلم مي خواد يه جوري زندگي كنم كه آدما بهش مي گن عجيب..فقط به تو سلام كنم،فقط با تو حرف بزنم،فقط واسه تو دعا كنم،فقط تو چيز يادم بدي،دستم فقط توي دست تو باشه به جاش تو فقط مال من باشي!


وقتي تو هستي آسمان هم با من است اي دوست

                     يعني كه شبهايم هميشه روشن است اي دوست

مانند تو،من هم تمام خواهشم از تو

                        تنها -فقط تنها- كنارت ماندن است اي دوست

پاييز بود و باز گل كرديم ما،ديدي؟

                   عشق من و تو از خزان هم ايمن است اي دوست

آبي تر از آبي ست با يادت غزل هايم

                هرجا كه هستم آري،يادت با من است اي دوست

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صهبا  |