|
And now You’ve become a part of me .....
|
شب بود و دلها همه خالي و و وحشت آلود بودند.من ماندم و خستگي ماند و،پس كوچه هاي شب شك،من ماندم و گريه هايي، كه تلخ و نمكسود بودند..سرشار از حيرت و خستگي،چشم بر هم نهادم.شب ماند و من ماندم و راههايي كه مسدود بودند..
خواب اتفاق ديدار تو؟ گرچه چندان تاثيري در فانوس رابطه ي مكدر من و تو ندارد يكي هست كه حتي ديگر نمي گذارد خوابت را هم ببينم!
زمان غیر قابل پیش بینی و مرموز ملاقات ما!! آن ساعت را ابدی می کنیم..
شب خوش است
شب كه صحبت از راز و نيازمي شود
شب كه صحبت از ستاره هاست
-از رها ترين ستاره ي دوردست-
گريه هايم از بهانه بي نياز مي شود
هر آنچه منتظرش بودم،اتفاق افتاد..