|
And now You’ve become a part of me .....
|
پرنده اي غريب و بي نصيب
مسافري كه در عبور خويش
به خنده هاي آفتاب
يا ترانه هاي آب
دل نداد
كسي كه سنگ بود- مثل كوه-
سخت بود مثل-مثل صخره-
سرد بود- مثل باد-
و هيچگاه دست گرم يك ستاره را
به روي شانه اش نديد
آن اتاق،امن ترين جاي آن خانه ، براي آشكار كردن عشق...
من تمام عاشقانه ها را جدي گرفتم..براي هركه دلم را لرزاند كلبه اي ساختم حتي با حصير...
سخت است اما بايد بگذاري همه فكر كنند مغروري تا شكستني