|
And now You’ve become a part of me .....
|
هرگاه که احتیاجش هست
نیست !
غیر ممکن است
شعر نوشتن
وقتی عاشق باشی
تو بتاب !
احتیاج
به شعر
و به سخن نیست
می توانی
از نگاهم بخوانی
چه غمناك است
ديدن مسافري خسته در مقصد
كه حيران از گم گردن خويش در راه
بر مي گردد
تا بيابد خود را
-نمي دانم چرا
من حضور اين مسافر را
در چمدان يك بيگانه حس مي كنم ...-
رام و پر
برای من ساخته اند
دستم را که بر آن می سرانم
در هر گوشه ای کبوتری می بینم
به جستجوی من ،
گویی ، عشق من ، تن تو را از گل ساخته اند،
برای دستان کوزه گر من
زانوانت، کمرت
گم کرده ای دارند از من
از زمینی تشنه
از یک شکل ،
و ما با هم
کاملیم ، چون یک رودخانه
چون تک دانه ای شن
و مرا قلبی که عشقش تویی
و خود را شبی که مهتابش منم
و مرا التهابی که آغوشش تویی
و خود را هراسی که پتاهش منم
و مرا تنهایی که انیسش تویی
....
و من هرگز خود را
تا سطح بلند ترین قله ی عشق های بلند
پایین نخواهم آورد
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی بدل می کند...
و چشمانت راز آتش است
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
....
و سپیده دم با دست هایت بیدار می شوم
و اتاقم
بستر دلتنگی
ای عابر امشب!
خلوتم را دریاب
آیینه را مجاب کن
بسترم را هیاهو بخش
من نیاز به احساس تازه ای دارم
این روزها که جرئت دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم
بگذار دست کم!
گاهی تو را به خواب بینم!
بگذار در خیال تو باشم
بگذار....
گفته بودی بی بهانه و بی منظور بایدم بخواهی،نگفته بودی چگونه می شود جنون کرد و مجنون نشد!
چقدر باید برای رسیدن به دستهایت طفره بنویسم..
.. و زیر چشمی عاشقی کنم!
یعنی تو ...هیچوقت برای چیدن خوشه های چشم هایت دست های مرا کم نمی آوری؟
با توام
ای شور
ای دلشوره ی شیرین!
با توام
ای غم
ای مبهم!
ای نمی دانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش...
نه،جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش...!
شاید پرواز یعنی این
دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز،او
ما را....
فردا؟
همان سکوت ممتدی که در چشم های تو به افق می نشیند.
دلواپس فرداییم که باز میگردی و نیستم!
"دارم،من،دوست،را،تو......."
خب زیاده عرضی نیست.شرمنده ام اگر "باید بروی" را می روم......
عشق من
ما همدیگر را تشنه یافتیم
و
سر کشیدیم هر آنچه که بود
ما همدیگر را گرسنه یافتیم
و
یکدیگر را به دندان کشیدیم
آنگونه که آتش می کند
....
اما در انتظار من بمان،
شیرینی خود را برایم نگه دار
.
.
من نیز به تو ..
گل سرخی خواهم داد